تبليغاتX
جای خالی عشق
دوباره خاطره، دوباره پنجره. دوباره روزهاي دلهره. دوباره انتظار و حس بي‌بديل رفتن و رسيدن و رها شدن. دوباره روزهاي پرتپش. دوباره تب، دوباره تاب. دوباره پشت در نشستن و نگاه را به راه رفته خط زدن.

دوباره شب بدون ماه و آفتاب كه ميرود و آن ستاره كه سوسوي فانوس تاريكي آسمان مي‌شود. دوباره قصه‌‌هاي فاصله.

دوباره عشق و زندگي بدون فكر خواب...

+ نوشته شده توسط سیمین غلامی در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 14:14 |