جا مانده ام میان این آفتاب سرد زمستان و بال هایی که شوق پریدن را فراموش کردند. جا مانده ام با این همه خستگی و درماندگی. جا مانده ام همچون سلامی پیش از رفتن و نیامدن... جا مانده ام که بمانم و چه سخت می خواهم سفر را...
+ نوشته شده توسط سیمین غلامی در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت
15:10 |
